شنبه پنجم خرداد 1386 ساعت 0:32
دلم میخواست اون روزا که دریا طوفانی بود
موج های دریا امون نمی دادن
آسمون ابریه ابریه ابری بود
و ماهیا خسته و آشفته و وحشت زده...
حضور داشتم
و لحظه لحظه ی اون روزا رو با تموم وجودم درک میکردم
و باهاشون زندگی میکردم.
میدونم منم مثل اکثر ماهیا
خسته و آشفته و وحشت زده میشدم
و شایدم دووم نمیاوردم
اما نهایتش میتونستم یه شاهد باشم
اما افسوس ....افسوس وقتی پی به واقعیت بردم
که دیگه دریای طوفانی در کار نبود
آسمون صاف بود و
آبی آبی آبی
و ماهیا
آروم آروم آروم...
شاید قسمت منم همین بود.
"مولود"

یه خواهشی دارم ، میشه برای امتحاناتم دعا کنید ؟؟؟
ممنون.
براتون آرزوی موفقیت دارم![]()

