چهارشنبه سوم خرداد 1385 ساعت 23:46
به هزار بهانه خواندمت
به هر لهجه و لحن
که می داستم
آی...
نزدیک ترین دور!
دویدم و
گریستم و
خواندم
آنگاه ماهور ها
در شورش نسیم سرودند:
هو...یا هو!
این گونه دست های تمنا
مبهوت انعکاس صدا ماندند
چشمان عاشق ستاره و درخت
به دست های خالی
خندیدند
کجایی؟
آی...
دور ترین نزدیک!
"عبدالرضا رضائی نیا"
تا پایان امتحانات خدانگه دار
برای همه تون آرزوی موفقیت دارم![]()


