
سلام دوستای مهربونم
خواهشا این پستم رو هر چند طولانیه ولی با دقت بخونید
من برای مدتی حدودا 2 ماه و اندی میخوام وبلاگ رو ترک کنم بعد امتحانات ترمم دوبارم میام تو جمع با صفای شماها
ولی ازتون میخوام تو این مدتی که نیستم مرتب به سراغ همین پستم بیاین و هر زمانی که از کنار بلاگفای مولود رد
میشید برام شعر بنویسید نظر بدید._من میرم برای یه مدتی ولی برمیگردم منو از یاد نبرید)
و اما میخواستم تشکر کنم از دوستای مهربونی که تو این مدت هوام رو داشتن و خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم
رودخونه ی مهربون(در خرابات چرا همهمه ی مولود است؟....صهبا نوشند)
نرگسی عزیزم(با شعرای سرشار از احساسات معصوم و پستای سرشار از اطلاعات)
تنهایی . پینکی(خواهری گلم).شوت مهربونم.دختری که عاشفق بارونه.
گنجشک تریاکی خودمون که امیدوارم هر چه زودتر تریاکش رو ترک کنه و اتابک همون شاپری عاشق خودمون
عادی (مسیح)مهربون و دوست داشتنی که هیچ وقت پستای طولانی ولی زیبا وسرشار از ایرونی بودنش یادم نمیره
فرسان برادر مهربونم
واماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا همشهریای گل خودم .
گل آقای مهربون که همیشه هوای خواهر کوچولوش رو داشت و منو از نظرات طنزوارش محروم نمیکرد
کسرا(پسر خاله ی گل و مهربونم)که دورادور هوای دختر خاله هاش رو داشت و کاریکاتورای زیبا و پر مفهومش
عسلی(دختر خاله ی گلم که به اندازه ی تموم دنیا دوسش دارم)
میلاد مهربون (همون شاعر خودمون)که واسه هر پستم نظرات به جا و موثر میداد(تو را با غیر میبینم صدایم در نمی آید
دلم میسوزد و کاری زدستم بر نمی آید...)
عابد مهربون با اون پستای عشقولانش و شعرای زیبایی که از سهراب انتخاب میکرد و شوخی های جذابش تو قسمت نظرات
اکبر آقای گل و مهربون که با شعرای زیبایی که میگفت تمومی پرشین لاگیا رو شرمنده ی مرامش میکرد تو این اواخرم جاش حسابی خالی بود
رضوان(غریبه ی آشنا)که میدونم همشهریمه ولی هرگز نشناختمش ولی میدونم که با بارون مشکل داره و امیدوارم هر چه زودتر مشکلش با
بارون حل بشه.
دوست داشتنی که جدیدا فهمیدم یکی از همشهریامه زیادم با پستاش آشنایی ندارم ولی خوب همشهریه دیگه از اونم تشکر میکنم
واما صهبای گلم که مثل خواهرم میمونه دلش پاکه پاکه و مهربونترین مهربوناست
مطهر نازم که صفایی رو که تو دلشه نمیشه پاسخگو بود
چرندیات همون کنکوری خودمون(دوستت دارم خانومی)
و راهییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی مهربونم (پسر دایی گلم) که میتونه یه ناجی هم باشه.
واما خرابات(در خرابات مغان نور خدا میبینم)خراباتی دلم واست تنگ میشه!!!هر وقت تو وبلاگ الکی یه خدا بیامرزی ازم بکن خواهری گلم
بچه ها تو این یکی دوماهی که نیستم دلم واسه تک تکتون تنگ میشه.به قول سراب در کنار او به یاد مولود باشید البته این قسمت رو از سراب
دزدیدم.منو فراموش نکنید
برای همتون آرزوی موفقیت دارم
مولود
با یه چشمک دوباره
منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بیفتم
تویی تها راه چاره
آی ستاره آی ستاره
بی تو شب نوری نداره
این ترانه تا قیامت
تو رو یاد من میاره

سلام
این شعر رو(البته اگه اسمش شعر باشه)دو روز پیش گفتم.اولش میخواستم در مورد بسته شدن
پرشین یه چیزایی بگم. میخواستم بگم که بسته شدن پرشین عذابم میده ولی بعد که کمی فکر کردم
به این نتیجه رسیدم که خیلی چیزای مهمتر از بسته شدن پرشین هستند که میتونند عذاب آور باشند.
مثل گفته های من...
سخت عذابم میدهد
سخت عذابم میدهد ماهی که در تنگ غم است
مادر پریشان که چرا؟؟؟فرزند او از کم ...کم است
سخت عذابم میدهد عاشق پی معشوقه است
معشوقه در بند دگر عاشق درون کوره است
سخت عذابم میدهدرنگ ریا رنگ دروغ
دزدی برای تکه نان تاریکیِ شعر فروغ
سخت عذابم میدهدسختی برای روزگار
آن کس که پاک است او رود بی سر صدا بالای دار
آری عذابم میدهد اشک پدر وقت نماز
اشکش برای حال من اشکی سراسر با نیاز
سخت عذابم میدهد سنگینی دست غرور
ساده نبودن در سکوت رسوایی سنگ صبور
سخت عذابم میدهد گریه برای محکمه
یا حق به حق فاطمه غم را بگیر از ما همه...
"مولود.ع.ر"
دلم میخواد بدونم از این مواردی که گفتم کدوم بیشتر عذابت میده؟؟؟
راستی دو مورد رو جدا از شعر میگم که خیلی عذاب آوره
1)بسته شدن پرشین لاگ
2)صدای انکرالاصوات و عذاب آور ساعت کوکی در هنگام صبح با مصیبت فراوان و از روی اجبار بلند شدن
واسه رسیدگی به فعالیت های روزانه
براتون آرزوی موفقیت دارم


